قدرت اللّه بهرامى / محمد رضا مومن
31
نظام سياسى اجتماعى اسلام (فارسى)
انديشه جدايى دين از سياست تفكيك دين از سياست يا « لائيك گرى » و يا « سكولاريسم » اصطلاحى است كه در انديشه غربى داراى مفهومى خاص است . بنابراين عقيده ، مسائل دنيوى مانند سياست ، اقتصاد و معيشت بايد از مسائل دينى و مذهبى مستقل باشد و مذهب كه عبادت و مراسم مخصوصى است ، امرى شخصى بوده و نبايد درسياست مداخله كند . « 1 » افراد به سبب داشتن فكر و شعور بر حسب ضرورت داراى عقيده هستند و بدون شك ، فعاليتهاى اجتماعى خود را با توجه به نظرات و عقيده خود انجام مىدهند و بر جامعه تأثير مىگذارند و از آن متأثر مىشوند . سكولاريسم نيز خود نوعى عقيده است ، اما عقيدهاى باطل . بر خلاف تصور اين انديشه ، مذهب مشتى حركات عبادى بى روح نيست و اين تعبير ناشى از عدم شناخت آنان از اديان راستين و نتيجه منفى عملكرد كليساست . يكى از اصول اساسى « سكولاريسم » اتكا به قوانين موضوعهء بشرى به جاى شريعت الهى است ، اما همانطور كه در بحث قانگذارى خواهد آمد ، منبع قانونگذارى بايد الهى باشد كه علاوه بر علم به مصالح و مفاسد واقعى ، از هر گونه خطا ، نسيان و هوى و هوس نيز مبّراست . اسلام ، مجموعهاى هماهنگ و غير قابل تفكيك است و در تمام زمينههاى حيات انسانى ونيازهاى فردى و اجتماعى ، رهنمودهاى هماهنگ با فطرت انسان ارائه داده است . رابطه دين و سياست ، رابطهاى موازى ، آن طور كه در غرب يا توسط غربزدهگان مطرح مىشود ، نيست بلكه دين شامل دين و دنياى تمام نهادهاى اجتماعى ، اقتصادى ، سياسى و فرهنگى است و سخن معروف شهيد مدرس كه گفته است « سياست ما عين ديانت و ديانت ما عين سياست ماست » تاييد كنندهء اين يگانگى است .
--> ( 1 ) - جامعه شناسى غربگرايى ، على محمد نقوى ، ج 2 ، ص 108 ، اميركبير ، 1363 .